الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

71

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

پاسخ اين پرسش اين است كه اولًا : لازمهء فطرى بودن يك بحث اين نيست كه همهء اوقات همهء افراد را بگيرد هم‌چنان‌كه هيچ علاقهء طبيعى ديگر نيز چنين نيست . كه اوقات علاقه‌مندان را بگيرد . علاقه به هنر و زيبايى يك علاقهء فطرى است اما چنان نيست كه يگانه سرگرمى بشر محسوب شود . بلى ، در مورد هر علاقهء فطرى عمومى هميشه افراد خاصى پيدا مىشوند كه علاقه و ذوق شديدترى نسبت به آن دارند و آن را به عنوان رشتهء تخصصى خود انتخاب مىكنند . در مورد الهيات نيز افراد مخصوصى در هر زمان پيدا مىشوند كه به اين مسائل بيش از هر مسئلهء ديگر علاقه نشان مىدهند و تمام اوقات خود را با رضايت و بهجت كامل صرف اين مسائل مىكنند هم‌چنان‌كه افراد ديگرى پيدا مىشوند كه از روى علاقهء كامل تمام اوقات خود را صرف مسائل هنرى و زيبايى مىنمايند . ثانياً : چون امور مورد علاقهء فطرى بشر ، متعدد است ، يكى دوتا نيست ، طبعاً سرگرمى به بعضى از علائق ، از علائق ديگر مىكاهد و احياناً آن‌ها را به بوتهء فراموشى مىسپارد . يك نفر محقق و دانش‌آموز تا وقتى كه در محيط دانش است با علاقهء وافر و عشق كامل به تحقيقات علمى مىپردازد و از آن‌ها لذت مىبرد ، اما همين‌كه محيط دانش را رها مىكند و به وطن خود بازمىگردد و سرگرم ملاقات خويشاوندان و گردش‌هاى دسته‌جمعى و غيره مىشود علاقهء علمىاش كاهش مىيابد تا جايى كه در خود رغبتى به فكر و مطالعه نمىيابد با اين‌كه علاقه به تحقيق و كاوش يك علاقهء فطرى و ذاتى است در بشر . علاقهء دينى نيز همين‌طور است ، به شرايط محيط بستگى دارد ؛ يعنى بود و نبود موجبات توجه به ماديات در كاهش و افزايش اين علاقه تأثير بسزا دارد . « 1 »

--> ( 1 ) . يادم نمىرود زمانى در دنيا معروف شد كه ستارهء دنباله‌دارى از مدار خارج شده ، ممكن است به زودى با سيارهء زمين تصادف كند و دنيا به پايان برسد ، تمام مردم دنيا با اضطراب و نگرانى اين قضيه را دنبال كرده و كليساها مجامعى را تشكيل داده و از خدا و قيامت سخن گفتند . برخى وسايل زندگى را به كوه‌ها منتقل نموده و دربارهء زنده شدن مردگان كنفرانس‌هايى تشكيل گرديد . كتابى به نام پايان دنيا در اين راستا منتشر و ترجمه شد . به كتاب معاد در نگاه عقل و دين مراجعه شود . .